العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
47
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
آمدند و گفتند : يا ابا عبد اللَّه سلام بر تو باد ! ما آمدهايم در مقابل تو شهيد شويم و از تو دفاع نمائيم . امام عليه السلام فرمود : خوش آمديد ، نزديك بيائيد ، آنان در حالى كه گريان بودند نزديك آن حضرت رفتند آن بزرگوار به ايشان فرمود : اى برادرزادگان من براى چه گريان هستيد . به خدا قسم من اميدوارم چشم شما بعد از يك ساعت ديگر روشن شود . آنان گفتند : فداى تو شويم ما براى خويشتن گريان نيستيم . بلكه براى تو گريانيم كه مىبينيم محاصرهشدهاى و ما نمىتوانيم از تو دفاع كنيم . امام حسين فرمود : اى برادرزادگان من ! خدا براى اين محبت و جان نثارى و مواساتى كه شما نسبت به من داريد بهترين جزاى پرهيزگاران را بشما عطا فرمايد . سپس آنان متوجه كارزار شدند و گفتند : السلام عليك يا بن رسول اللَّه : فرمود : و عليكما السلام و رحمت اللَّه و بركاته . آنگاه بقدرى مبارزه كردند تا شهيد شدند . بعد از عبد اللَّه و عبد الرحمن غلام ترك آن حضرت كه قارى قرآن بود براى مبارزه خروج كرد و اين رجز را خواند : 1 - البحر من طعنى و ضربى يصطلى * و الجو من سهمى و نبلى يمتلى 2 - اذا حسامى في يمينى ينجلى * ينشق قلب الحاسد المبجل 1 - يعنى دريا از نيزه و ضربت من داغ مىشود و فضا از تير اندازى من مملو و پر ميگردد 2 - تا اين شمشير در دست راست من برق مىزند قلب شخصى كه حسود و دلاور باشد شكافته خواهد شد . وى گروهى از دشمن را كشت و سپس از پاى درآمد و سقوط كرد . امام حسين عليه السلام ببالين او آمد و پس از اينكه گريان شد صورت مبارك خود را به صورت وى نهاد . هنگامى كه او چشم خود را باز كرد و امام حسين را ديد لبخندى زد و شهيد شد . سپس يزيد بن زياد بن شعثاء تعداد هشت تير به طرف آنان انداخت كه پنج عدد آنها خطا نكرد . هر تيرى كه وى مىانداخت امام حسين عليه السلام در حق او دعا ميكرد و مىفرمود : بار خدايا ! تير اندازى او را محكم بگردان و جزاى وى را